الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

81

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

يعنى شن جمع گرديد . و كثبان جمع كثيب ، يعنى توده‌هاى شن ، و مسك فارسى معرّب است و عرب آن را مشموم نامند . على سواحل أنهارها ؛ بر كناره‌هاى جويبارهاى آن ( بهشت ) . » در جمهره آورده : سحيل به‌معناى سست و نرم است ، و ساحل البحر به‌معناى مسحول البحر مىباشد ؛ زيرا كه آب آن كناره‌ها را نرم نموده است ؛ نظير اين تعبير كه گويند : عيشة راضية كه به‌معناى مرضيّه است . و في تعليق كبائس اللّؤلؤ الرّطب في عساليجها و أفنانها ؛ و در لابه‌لاى خوش‌هاى مرواريدى تروتازه‌اى كه در شاخه‌هاى بزرگ و كوچك آن درختان آويخته است ( مات و مبهوت شود ) . در مصباح آورده : كباسه خوشهء نخل را گويند و جمع آن كبائس ، و عساليج ، بنابر تفسير سيّد رضى رحمه اللّه به‌معناى شاخه‌هاست . در صحاح آورده : افنان جمع فنن ، و أفانين جمع جمع است . و طلوع تلك الثمار مختلفة في غلف اكمامها تجنى من غير تكلّف ؛ ميوه‌هاى رنگارنگ بهشتى از درون غلاف‌هاى خود سر برآورده و بىرنج و زحمت چيده شوند . غلاف به‌معناى جلد و پوشش است ، و جمع آن غلف ، مانند كتاب و كتب . و در صحاح آورده : كمّ - به كسر - و كمامه ، غلاف طلع و پوشش شكوفه است ، و جمع آن كمام و أكمّه و أكمام و أكاميم آيد . و جنيت الثمرة ؛ يعنى چيدم ميوه را . كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً . . . ؛ « 1 » و چون روزى دهند آنها را از ميوه‌هاى بهشت روزى آماده ، گويند مؤمنين : اين مانند آن ميوه‌هايى است كه دادند ما را پيش از اين ( در دنيا ) ، و هرميوه و خوردنى بر آنان بياورند به يك‌ديگر مانند است . وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ ؛ « 2 » و هركه از مقام قهر و كبريايى خدا بترسد او را دو باغ بهشت خواهد بود ( : بهشتى در دنيا و بهشتى در آخرت ) .

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 25 . ( 2 ) . الرحمن ( 55 ) آيهء 46 .